گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

118

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

شده بود . اما خوريسوفوس در اين موقع به اتفاق عده‌اى براى خريد اجناس بفروشگاه رفته بود . وقتى كه يونانيها بفاصلهء صدا رس آمدند اريه‌اوس اظهار داشت اى يونانيها كلارخوس چون رفتارى تبهكارانه داشته و بر خلاف شروط مصالحه اقدام كرده بود به سزاى عمل خود رسيد و كشته شد اما پروكزنوس و منون چون اخبار فتنه‌انگيزى او را آورده بودند مورد احترام‌اند و راجع بخودتان هم پادشاه فرموده است كه اسلحهء خويش را تسليم كنيد و مىگويد اسلحهء شما مال اوست كه به كوروش غلام او تعلق داشته است . به اين اظهارات يونانيها جواب دادند و كلينور سخنگوى آنها بود : « اى اريه‌اوس كه پست‌ترين افراد هستى و شما اى افرادى كه از ياران كوروش بشمار ميرفتيد آيا در پيشگاه خدايان و در نظر خلق شرم نداريد كه با آنكه بقيد سوگند عهد بسته‌ايد با ما دوست باشيد و دشمنىها فراموش شود و با آنكه ما به پيمان خود پابند بوده‌ايم حال بما خيانت مىورزيد و با تيسافرن كه بىايمان‌ترين و پست‌ترين افراد روزگار است همدست شده نه فقط كسانى را كه با ايشان عهد و پيمان بسته‌ايد نابود ميكنيد بلكه به سايرين نيز نارو زده باتفاق دشمنان بر ضد ما پيش آمده‌ايد ؟ اريه‌اوس گفت از ديرباز معلوم شده بود كه كلارخوس بر ضد تيسافرن و ارونتاس و همهء ما كه با ايشان هستيم قصد توطئه داشته . با شنيدن اين حرفها گزنفون گفت : « اگر كلارخوس واقعا از شروط مصالحه عدول نموده و بر خلاف پيمان خود عمل كرده باشد شايستهء آن سرنوشت بوده چون حق اينست كه تبهكاران نابود شوند اما راجع به پروكزنوس و منون چون بنابر گفتهء خودتان دربارهء شما نيكى كرده‌اند و سركردهء ما هستند آنها را باينجا